تبليغاتX
ساحل تنهایــــی من
آنچه گویم شعر نیست , غزل و قصیده نیست , حرف هاییست ز جنس غم و تنهایی من

 

ای دو کبوتران من ،

 

که بر سر برج عاشقی آشیان دارید!

 

ای شما قاصدان پیغام های آشنایی من!

 

بر روی این خاک دشمن خیز،

 

در زیر این آسمان بیگانه ،

 

                           غریبی چشم به راه شماست.

 

دکتر شریعتی

 

 

موج1: روزایی که بابا میره سفر بدجور دلم می گیره.مثل امروز که باز برای یک هفته رفت.این دلتنگی فقط واسه بابا نیست.مامان هم که نباشه همین طورم.دوست ندارم وقتی خونه هستم اونا بیرون باشن.

نمی دونم شاید به حساب خودخواهیم بذارین یا چیز دیگه ولی چیکار کنم ؟؟؟خب نمی تونم.طاقت ندارم...

 

موج 2: این پنج شنبه هم گذشت و من نیومدم دیدنتون.حدود 2 ماهی میشه که نتونستم بیام.نمی دونم چرا؟؟؟شاید اون مسافرت 1 ماهه و بعد مریضی طولانی منو از شما دور کرد...نمی دونم...نمی دونم...ولی دلتنگتونم اونم خیلی زیاد...

 

موج 3:دلم برای بارون وصدای شرشر قطره های مهربونش تنگ شده...

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 15:54  توسط ساحل تنها  | 

 

چند روزه دل دیوونه می گیره همش بهونه

آتیشم می زنه هر شب جای خالیت توی خونه

دل من هواتو داره دیگه طاقت نمیاره

دل همیشه گریون مثل ابرای بهاره

 

کی تو رو دوست داره قد یه دنیا 

کی می خواد با تو باشه حتی تو رویا

دنبال جای پاهاته روی شن های قشنگ و خیس دریا

 

نگو که رفتن تو سهمه منه دل من طاقت نداره می شکنه

نگو که باید جدا شیم نگو که قسمت من و تو رفتنه....

 

 

دوباره من می شوم و این آهنگ... دوباره من می مانم و  یک عالمه خاطرات تلخ...

مدتهاست آن را گوش نداده ام و امروز در قفسه ی کتاب هایم وقتی به دنبال کتابی می گشتم چشمم به نوارهایم افتاد. نوارهایی که مدتهاست فراموش شده اند.احساس می کنم دلتنگشان شده ام...

اولین نوار را بر می دارم...خدای من خودش است...دوای دلتنگی  چند روزه ام...چقدر با آن گریسته ام...

نوار را درون ضبط می گذارم...آهنگم را پیدا می کنم.بارها و بارها گوشش می دهم...تکرارش می کنم... تکرار می شود...تکرار می شوم

دنبال اشکهایم می گردم...تنهایم گذاشته اند از دیشب تا حالا...نه ...نه خیلی وقت است...

مدتهاست سردرگم و خسته ام...اشکهایم را می خواهم...اما اجازه ی گریستن ندارم...گریه کردن برایم ممنوع است!!!

 

همیشه نزدیک سالگرد رفتنت که می شود از نو می شکنم...می شکنم با تمام وجود... ولی بی صدا...

می شکنم ولی به روی خودم نمی آورم... می شکنم ولی نمی گذارم اطرافیانم متوجه شوند...باید صبور باشم...باید صبور باشم...باید..

و این روزا عجیب صبورم.......

 

آهنگ رو به اتمام است اما من دوباره آغاز می شوم... دوباره آغاز می کنم...دوباره تکرار می کنم:

 

کی تو رو دوست داره قد یه دنیا 

کی می خواد با تو باشه حتی تو رویا

دنبال جای پاهاته روی شن های قشنگ و خیس دریا

 

نگو که رفتن تو سهمه منه دل من طاقت نداره می شکنه

نگو که باید جدا شیم نگو که قسمت من و تو رفتنه....

 

 

 

 

پ.ن ۱: این دل نوشته باید ۲۱ مهر آپ میشد که نشد.

پ.ن ۲: غیبت طولانی ام را ببخشید.بیمار یودم .الان هم در دوران نقاهتم.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 0:11  توسط ساحل تنها  |