|
آنچه گویم شعر نیست , غزل و قصیده نیست , حرف هاییست ز جنس غم و تنهایی من
|
بچه که بودم یادمه روزای محرم برنامه کودک مرتب این نوحه رو پخش می کرد.عاشق این نوحه بودم .خیلی دلم می خواست شعر کاملش رو پیدا کنم.تا اینکه پدرم یک کتاب خرید به اسم "هزار سال شعر فارسی" و آرزوی من برآورده شد.

این نوحه یا بهتره بگم مرثیه دوازده بند از محتشم کاشانی است که در مورد سبب سروده شدن آن در دیوان محتشم چنین آمده:
موقعی که مولانا محتشم در مرثیه برادرش عبدالغنی که در سفر مکه فوت نموده نوحه گری می کرد ، شبی در عالم رویا امیرالمومنین (ع) را دید. حضرت به او می فرماید:چرا در مصیبت برادرت مرثیه می گویی ولی برای فرزندم حسین (ع) مرثیه نمی گویی؟
عرض می کند: یا علی مصیبت حضرت حسین (ع) خارج از حد و حصر بوده ، و من نمی دانم از کدام مصائب او شروع کنم.
آنوقت حضرت امیرالمومنین (ع) می فرماید بگو :"باز این چه شورش است که در خلق عالم است".محتشم از خواب بیدار شده و بقیه را می گوید تا می رسد به این شعر:"هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال" و در مصرع بعد باز متحیر بوده که چه بگوید که شایسته ی مقام حضرت ربوبی باشد ولی باز مدد به او رسیده و در خواب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه را می بیند و به او می فرماید بگو:" کو در دل است و هیچ دلی بی ملال نیست".پس بیدار شده و آن بند را به پایان می رساند.
باز این چه شورش است...
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است....

تو این شبا بچه های مظلوم و بی گناه فلسطینی رو از یاد نبریم و برای پیروزی همه مسلمانان دعا کنیم.
یکی از دوستان وبلاگ نویس (سجاده ی عشق ) بیمار بودن.خدا رو شکر که حالشون بهتر شده.
یه مشکلی پیش اومده.برام دعا کنید.