تبليغاتX
ساحل تنهایــــی من
آنچه گویم شعر نیست , غزل و قصیده نیست , حرف هاییست ز جنس غم و تنهایی من

ای پاکدامنی که زمریم گذشته ای

ای مایه وفا و صفا می پرستمت

در رو ح دیر باور و مشکل پسند من

آنگونه ای که همچو خدا می پرستمت

****

آنشب که داستان ترا گوش من شنید

غم خیمه زد بجانم و اشکم زدیده ریخت

بیخواب چشم من ، زغم جانگداز تو

یک آسمان ستاره زشب تا سپیده ریخت

*****

من بیشمار ، مرغ گرفتار دیده ام

اما یکی چنان تو ، اسیر قفس نبود

من سرگذشت تلخ ، فراوان شنیده ام

اما به تلخکامی تو ، هیچکس نبود

******

ای اشک من  ، بریز به دامان نو گلی

کز پاکدامنی زنسیم سحر گذشت

آبی بزن بر آتش من ، کان فرشته خو

تا باخبر شدیم زما بیخبر گذشت

*******

من قوی تشنه ام که به ساحل نشسته ام

از من مکن کناره که دریای من تویی

گمکرده راه وادی شب های محنتم

راهی نما که اختر شب های من تویی

********

دامن کشان زدیده ی من می روی به ناز

اما به دوستی قسم ، از دل نمی روی

با سر گرانی از بر من می روی ولی

دانم زیار غم زده ، غافل نمی روی

*********

رفتی؟ برو ، که اشک منت راه توشه باد

خرّم بمان ، به دست دعا می سپارمت

هر جا که می رسی ز من خسته یاد کن

هر جا که می روی به خدا می سپارمت

                                                          مهدی سهیلی

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 فروردین1385ساعت 4:0  توسط ساحل تنها  | 

سلام

این اولین پست سال ۸۵ وبلاگمه که مینویسم،  میدونم که برای نوشتنش خیلی دیره اما ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است

البته تو این مدت بارها و بارها اومدم و به ساحلم سر زدم اما حال و حوصله نوشتن نداشتم.بیشتر مطالب رو از اول می خوندم.مخصوصا شعرایی رو که خیلی دوست داشتم و براتون نوشته بودم.به نظرم بعضی جاها خیلی تکراری شده .میخوام تو سال جدید تموم ایرادای ساحل تنهاییم رو رفع کنم ، البته به کمک و راهنمایی شما دوستای خوبم هم نیاز دارم.

تو این مدت خیلی از شما دوستای خوب  ساحلو تنها نذاشتین و بارها اومدین و کنار تنهایی های من تو ساحل کوچکم قدم زدین.از همه شما ممنونم وباید منو ببخشین که خیلی دیر به وبلاگاتون میام.

از این به بعد سعی میکنم که زودتر آپ کنم و زود زود به همه سر بزنم.بازم از همتون ممنون.همیشه موفق باشید.

تا بعد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 7:50  توسط ساحل تنها  |