|
آنچه گویم شعر نیست , غزل و قصیده نیست , حرف هاییست ز جنس غم و تنهایی من
|
گرید به حالم کوه و در و دشت، از این جدایی
می نالد از غم ، این دل دمادم، فردا کجایی
سفر بخیر ، سفر بخیر ، مسافر من
گریه نکن ، گریه نکن ، به خاطر من

باران می بارد امشب
دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته
ره می سپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم
شاید از فکر سفر بر گردی امشب
از تو دارم یادگاری
سردی این بوسه را پیوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم
می چکد با نم نم باران به دامن
بسته ای بار سفر را
با تو ای عاشق ترین بد کرده ام من
******
رنگ چشمت ، رنگ دریاست
سینه ی من ، دشت غم هاست
یادم آید زیر باران
با تو بودم ، با تو تنها
زیر باران با تو بودم
زیر باران با تو تنها
*****
باران می بارد امشب
تو رو کم دارم امشب
آرام جان خسته
ره می سپارد امشب
این کلام آخرینت
برده میل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بیایی
از سفر اما نمی شه باور من
رفتنت را کرده باور
التماسم را ببین در این نگاهم
زیر باران گریه کردم
بلکه باران شوید از جانم گناهم.
" امید"
نمی خواستم به این زودی ها بیام، ولی بارش بارون تو این چند روز تصمیمم رو عوض کرد.اونم چه بارونی.فکر کنم به زودی سیل راه بیفته.جاتون خالی.دیروز رفتم زیر بارون بدون چتر.چقدر کیف داد.
این شعر هم تقدیم به تموم اونایی که عاشق بارون هستن.
دوباره بارون زده تو ایوون
دل کوچیکم شده پریشون
دوباره باد و دوباره بارون
دوباره عشق و دوباره مجنون
******
دوباره رفتن به غم رسیدن
دوباره چشمام شکستو دیدن
******
دوباره ابرا شدن دیوونه
دل کوچیکم گرفت بهونه
بهونه ی عشقه رفته بر باد
همون که اومد نموند و پرواز
*******
دوباره من موندمو شب سرد
دوباره من و یه فصل پر درد
*********
هوای ابری صدای بارون
منو خیالت کنار ایوون
نشستم اینجا به زیر بارون
می خوام ببینم تو رو غزل خون
صدای بارون صدای ابرا
صدای عشقو صدای فریاد
میان دوباره میان به اینجا
منو خیالت دوباره تنها
یه چند روزی نبودم.اما دوباره اومدم با کلی تغییرات در ساحل تنهاییم.امیدوارم خوشتون بیاد.اگر هم خوشتون نیومد بگید تا عوضشون کنم.
اما شعری که این دفعه می خوام براتون بنویسم از" حمید مصدق" است.گرانمایه شاعری که او را شاعر حماسه و عشق نیز نامیده اند.این شعر تقدیم به همه ی اونایی که رفتن و خاطره شدن.
تو راصدا کردم
تو عطر بودی و نور
تو نور بودی و عطر گریز رنگ خیال
درون دیده ی من ابر بود و باران بود
صدای سوت ترن
صوت سوگواران بود
زپشت پرده ی باران
تو را نمی دیدم
تو را ، که می رفتی
مرا نمی دیدی
مرا ٬ که می ماندم
میان ماندن و
رفتن
حصار فاصله
فرسنگ های سنگی بود
غروب غمزدگی
سایه های دلتنگی
*****
تو را صدا کردم
تو رفتی و گل و ریحان تو را صدا کردند
و برگ برگ درختان
تو را صدا کردند
صدای برگ درختان٬
صدای گل ها را ٬
سرشک دیده ی من٬
ناله ی تمنا را ٬
نه دیدی و نه شنیدی
*****
ترن تو را می برد
ترن تو را به تب و تاب تا کجا می برد؟
و من
حصار فاصله فرسنگ های آهن را
غروب غمزده در لحظه های رفتن را
نظاره می کردم.
یادت می یاد یه روز گل سرخ عشق و علاقه به تو رو تو گلدون قلبم کاشتم.
یادت می یاد هر روز با ذره ذره ی وجودم آبش می دادم.
گل من روز به روز بزرگتر و زیباتر می شد.همه می دیدنش و حسرت
می خوردند.همه دلشون یه گل سرخ مثل گل من می خواست.تا اینکه
خزون نتونست بیشتر از این وجود گلم رو تحمل کنه.یه روز اومد و اونو پرپر
کرد و تمام گلبرگاشو ریخت تو دامن باد.
و حالا از گل نازنین من فقط یه شاخه مونده.یه شاخه ی خشک بدون گلبرگ.
کاش می اومدی.شاید اونوقت تو گلدون قلبم گل عشق تو دوباره جون
می گرفت.دوباره سبز می شد.دوباره جوونه میزد.کاش...
ولی افسوس...
افسوس که خزون گلبرگ های تو رو هم پرپر کرده.![]()
مهمون عزیز ما مثل هر سال چه زود رفت و دوباره ما موندیم و یه کوله بار حسرت از فرصت هایی که به آسانی از دست دادیم و نفهمیدیم.
مهمون عزیز مون رفت و ما موندیم با یه بغض سنگین از اینکه آیا سال دیگه هم توفیق دیدنش رو داریم یا اینکه امسال آخرین دیدارمون بود و ما نفهمیدیم.
خدایا به ما یه فرصت دیگه بده.![]()
خدایا امسال آخرین دیدار ما نباشه.![]()
خدایا به ما یه بار دیگه توفیق دیدنش رو بده.![]()
خدایا نماز و روزه های ما رو به حرمت این ماه عزیز قبول کن.![]()
آمین یا رب العالمین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فرا رسیدن عید سعید فطر بر همه ی شما دوستان عزیز مبارک باد.


اون که هر چی ابر دنیاس٬خونه داره تو چشاش
اون که ناچاره بخنده٬اما گریه اس خنده هاش
***
اون که تو شهرش غریبه ٬با یه عالم آشنا
هیچ کدوم باور نکردن٬غربت تلخ صداش
اون منم ٬اون منم ٬ اون منم
بغضمو تو گلوم می شکنم
***
دیروز من ٬مثل امروز ٬مثل فرداس
هر روز دستام ٬ سرد و تنهاس
دیروز٬امروز٬فردا
***
خیلی سخته ٬این تنهایی٬بی فردایی
تنها موندن٬ تنها خوندن
تنها ٬ تنها٬ تنها
***
اون که خیلی غصه داره ٬ رو لبای بی صداش
مونده فریادش تو سینه٬ در نمی آد از لباش
قد یه دنیا کتابه٬ با یه عالم گفتنی
هر کدوم از غصه هاشو٬هر کدوم از قصه هاش
اون منم٬اون منم٬ اون منم
بغضمو تو گلوم می شکنم.
"اردلان سر افراز"
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم.
"سهراب سپهری"
می دانم رفته ای و دیگر باز نخواهی گشت.می دانم یک عمر مرا در
حسرت چشمانت خواهی گذاشت.می دانم تو را از دست داده ام. تو که
یادگار کودکی و همزاد غصه هایم بودی٬ و من چه دیر تو را باور کردم
و چه زود از دست دادم.
من می دانم ولی تو نمی دانی
نمی دانی این خانه هر روز ماتمکده ای است برای غصه های من.
تو رفته ای ونمی دانی
قلب کوچک من هر گاه نامت را می شنود چگونه اشک می ریزد و
چگونه این درد را با همه ی کوچکی اش در خود می فشارد.
آخر بگو به کدامین گناه مستحق این عذابم.
بازگرد و لحظه ای به من فرصت بده ٬فرصت جبران گذشته را.
باز گرد٬ خواب های من منتظرند.منتظر آمدنت.
قلب من شکسته است.قلب من خسته است.تنهایم نگذار.
باز گرد
بازگرد
منتظرم.
ساز تو دهد روح مرا قوت پرواز
ازحنجره ات٬
پنجره ای سوی خدا باز
احساس من و ساز تو٬
جان های هماهنگ
حال من و آوای تو٬یاران هم آهنگ
گلبانگ تو روشنگر جان است٬
بیفروز
قول و غزلت٬پرچم شادی است٬
برافراز!
"فریدون مشیری"
مولایم
یه وقت هایی آرزو می کنم کاش منم تو زمان تو بودم٬کاش منم یکی از اهالی شهر تو بودم و هر روز توفیق دیدن روی ماهت و شنیدن صدای دلنشینت رو داشتم ولی بعد پشیمون میشم .می دونی چرا؟
آخه می ترسم.می ترسم چون می گم نکنه منم مثل اهالی کوفه یه وقت فریب می خوردم و تو رو تنها می ذاشتم.نکنه مثل اونا که تا دیروز با تو دوست بودن یهو دشمنت می شدم. نکنه ...
آه مولایم
حتی فکرشم آدمو عذاب می ده.نه من نمی خوام یکی از اهالی بی وفای اون شهر نفرین شده باشم.نمی خوام همیشه نفرین یاس پیامبر پشت سرم باشه.نمی خوام و نمی خوام.
علی جان
می دونی دلم می خواست چی باشم؟دلم می خواست قطره ای از آب یا سنگی از دیواره ی اون چاهی بودم که هر شب خسته از نامردی ها و بی وفایی ها سر بر آستان آن می گذاشتی و می گریستی وبا خدای خود راز و نیاز می کردی.
آره مولایم
دلم می خواست قطره ای از آب اون چاه یا سنگی از دیوارش بودم تا هر شب تو را می دیدم و همراه تو می گریستم.
مولا جان
تنهایم نگذار.دستم را بگیر و در تمام لحظات زندگی راهنمایم باش و به من این سعادت را بده که از پیروان تو باشم. الهی آمین
**********************
شهادت حضرت علی (ع) بر تمامی دوستداران آن حضرت تسلیت باد.